دختر گندمی
....اگر به زور روزگار از زندگيت ميرم كنار ميرم تا ثابت بكنم عاشقتم ديوونه وار
ايشالا كه هميشه خوب خوب خوب باشين دوستاي خوبم من اين عكسارو واسه سروش خان گذاشتم كه گفته خوندن بلد نيستم عكس بزار ديگه خسته شدم دارم كم ميارم دلم تنگ شده و ديگه نا ندارم همش فكر توام همش بي قرارم ديگه اشكي برام نمونده كه بخوام برات گريه كنم فداي اون چشات دلم داره واسه تو پر پر ميزنه تو رفتي و هنوز خيالت با منه بدون تو كجا برم كنار كي بشينم تو چشماي كي خيره شم خودم رو توش ببينم تو كه نيستي به كي بگم چشاشو روم نبنده به كي بگم يكم نازم كنه كه بهم نخنده بدون تو با كي حرف بزنم دردت به جونم تو اين دنيا به عشق كي به شوق كي بمونم به جون چشمات از تموم اين زندگي سيرم تو كه نيستي همش آرزو ميكنم بميرم خووووووووووووووووووبین؟ سلامتیییییییییییییییییییییین؟ ایشالا که خوب خوبین این چند تا ادرسو واسه اق فرشاد میزارم اق فرشاد اینم ادرسها باز نگی ادرسهارو ندادیا http://www.yaronline.com/musics.php http://amomory.persianblog.ir/archive/ http://koshtiirani.blogfa.com/post-15.aspx همینا رو داشته باش کافیه البته ببخشید اق فرشادا راستی به اقا محمد رضا سلام برسونین دوستهای گلم شما هم خواستین از این ادرسا استفاده کنین باحالن قربون همه ی شمااااااااااااااااااا تا بعد بای بای حتی وقتی که به چشمام رنگ حسرت رو بپاشی زندگی ادامه داره مثل یک قصه زیبا مثل یک حس رسیدن مثل عطر خوش سیبا زندگی ادامه داره ولی تو نیستی کنارم حتی وقتی هم نباشی همیشه تویی بهارم زندگی ادامه داره مثل قصه ی رسیدن مثل طعم عاشقی رو در کنار هم چشیدن زندگی ادامه داره جاده ها منتظرن باز دوست دارم وقت رسیدن تو برام بخونی با ساز زندگی ادامه داره چی می شد بودی کنارم توی شبهای بهاریم تو بودی تنها ستارم زندگی ادامه داره مثل اهنگ تپیدن مثل موج ناز چشمات که به ساحلا رسیدن زندگی ادامه داره این حقیقیت شده اینجا دیگه فصل شادیهاست دور بریز غصه و غمها زندگی ادامه داره جاریه مثل دو تا موج موج اولش دیده بال و پر بگیری تا اوج زندگی ادامه داره موج دومش تو باشی می تونی به زندگیمون زنگ خوشبختی بپاشی زندگی ادامه داره دوست من باید بمونی تا که هنگام رسیدن شعر خوشبختی بخونیم. باید دیوونگیهامو ببخشی نگاه سرد چشمامو ببخشی می دونم گاهی حرفام خیلی تلخه بگو می تونی حرفامو ببخشی باید گاهی توچشمام خیره شی تا ببینی تا چه حد غمگین وخسته ام نمی دونم دخیل دلخوشیمو به چشمای کدوم آیینه بستم یه دنیا خاطره تو کوله بارم منو از زندگی مأیوس کرده شبای بی چراغ زندگیمو پر از تنهایی و کابوس کرده تو نور روشن روزای بعدی همون روزایی که آیینه وارن همون روزای خوشرنگ دل انگیز که تو آغوششون پروانه دارن تو می تونی منو آشتی بدی با شبای روشن ستاره بازی تو می تونی کنار من بمونی تو می تونی منو از نو بسازی تو می تونی با یه لبخند شیرین بدیهای منو آسون ببخشی می تونی به کویر خشک قلبم تو به آهستگی بارون ببخشی خيلمان مي رسد كه زندگي ،همان زندگي دلخواه موقعي شروع ميشود كه موانعي كه سر راهمان هستند كنار بروند : مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم ميكنيم كاري كه بايد تمام كنيم زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم و بدهي هايي كه بايد پرداخت كنيم و ... بعد از آن زندگي ما زيباو لذت بخش خواهد بود! بعد از آنكه همه اينها را تجربه كرديم تازه مي فهميمي كه زندگي همين چيزهاي است كه ما آنها را موانع مي شناسيم. اين بصيرت به ما ياري مي دهد تا در دريابيم كه جاده اي به سوي خوشبختي وجود ندارد خوشبختي خود همين جاده است . پس بياييد از هر لحظه لذت ببريم . براي آغاز يك زندگي شاد و سعادتمند لازم نيست كه در انتظار بشينيم: در انتظار فارغ التحصيلي ، بازگشت به دانشگاه ، كاهش وزن ، افزايش وزن، شروع به كار ؛ ازدواج ، صبح جمعه ، در انتظار دريافت وام، خريد ماشين و بهارو تابستان و پاييزو زمستان ، تولد مجددو .... خوشبختي يك سفر است نه يك مقصد هيچ زماني بهتر از همين لحظه براي شاد بودن وجود ندارد زندگي كنيدو از زمان حال لذت ببريد همه ما خودمان را چنين متقاعد ميكنيم كه با ازدواج زندگي بهتري خواهيم داشت وقتي بچه در شويم بهتر خواهد شد و با به دنيا آمدن بچه هاي بعدي زندگي بهتر... ولي وقتي ميبينيم كودكانمان به توجه مداوم نيازمندند خسته ميشويم بهتر است صبر كنيم تا بزرگ شوند . فرزندان ما كه به سن نوجواني ميرسند باز كلافه ميشويم چون دايم بايد با آانها سرو كله بزنيم مطمئنا وقتي بزرگ شوند و به سنين بالاتر رسند خوشبخت خواهديم شد با خود ميگوييم زندگي وقتي بهتر خواهد شد كه: همسرمان رفتارش را عوض كند يك ماشين شيك تر داشته باشي بچه هايمان ازدواج كنند به مرخصي برويم و در نهايت بازنشته شويم... حقيقت اين است كه براي خوشبختي هيچ زماني بهتر از همين الان وجود ندارد . اگر الان نه ،پس كي؟ زندگي همواره پر از جالش است. بهتر اين است كه اين واقعيت را بپزيريم و تصميم بگيريم كه با وجود همه ي اين مسائل شادو خوشبخت زندگي كنيم. سلاااااااااااااااااااااااااااااااام دوست هاي خوب خودم خوبين خوشين؟ ايشالاكه همينطوره خيلي دلم واستون تنگ شده بود مشكلم كه حل شد و برگشتم و الان كه اينجام خيلي خوشحالم مارو نميبينين خوش حالين ؟ خوش ميگذره؟ ارههههههههههههه ايشالا كه هميشه شاد باشين . دوستتون دارم خب اين داستانو بخونين چيزي از دست نميدين بخونينياااااااااااااااا باشه دختري جوان در سالن انتظار فرودگاه منتظر پرواز خود بود چون تا شروع پرواز مجبور بود صبر كند تصميم گرفت كه براي گذراندن وقت كتابي بخرد همچنين يك مقدار كلوچه هم خريد. سپس به اتاق vip رفت تا با آرامش مشغول مطالعه شود.كنار او يك پاكت كلوچه بود و مردي در حال مطالعه نشسته بود وقتي او اولين كلوچه را برداشت ان مرد نيز يك كلوچه برداشت دختر خيلي عصباني شد ولي چيزي نگفت با خود فكر كرد چه اعصاب خورد كن اگر اعصابم سرجاش نبود كاري مي كردم كه ديگه هيچ وقت از اين كارها نكنه. هر وقت يك كلوچه بر مي داشت مرد هم يكي بر مي داشت اين باعث عصبانيت بيش از پيش او مي شد ولي نميخواست واكنشي نشان دهد. تا اينكه فقط يك كلوچه باقي موند . دختر با خود فكر كرد حالا اين مرد پررو چه خواهد كرد. در همين حال مرد كلوچه را نصف كرد و يك تكه را به دختر داد و يك تكه را خودش خورد. اه ديگه تحمل كردنش سخته دختر خيلي عصباني بود. كتابش را برداشت و بلافاصله به سمت سالن ترانزيت به راه افتاد. وقتي كه در هواپيما نشست كيفش را باز كرد تا عينكهايش را بيرون بياورد كه در كمال تعجب پاكت كلوچه هايش را دست نخورده در كيفش ديد احساس خجالت كردو فهميد كه او ... او فراموش كرده بود كه كلوچه هايش را در كيفش گذاشته و آن مرد كلوچه هايش را با او تقسيم كرده بود و بدون اينكه عصباني شود،خشمگين و يا ... در آن زمان كه دختر عصباني بود فكر مي كرد كه خودش كلوچه هايش را با آن مرد تقسيم كرده است اما ديگر زماني براي توضييح علت رفتارش و يا عذر خواهي از آن مرد وجود نداشت . چهار چيز را نميتوان برگرداند: سنگ :پس از پرتاب. حرف: پس از اينكه گفته شد. فرصت مناسب: پس از اينكه از دست رفت. زمان: پس از اينكه سپري شد. ميسي كه خوندين . اميدوارم خوشتون اومده باشه . قربونتون بشم. چه بی ریا آمدم به قلب عاشق تو چه پر غرور می روی از این دل شکسته نکنه رنجیدی از من ، بگو تقصیرم چیه به اون شقایقی که مست عشقه من با وفا بودم ، با من جفا کردی دوست های خوبم یکی از بهترین دوستام از کنارم رفته تنهام گذاشته . چقدر زود آخر دوستی که قرار نبود بیاد اومد شاید با ما خوش نبود. ما خوشیم به خوشی اون. آرزو میکنم هر جا هست خوش باشه ولی بخدا این رسمش نبود... قربون همه تون بشم که انقده مهربونین امشب هم براتون شعر میزارم ببخشید دیگه اینم شعر: زمزمه ی بارون داره داد میزنه عطرت فراون فریاد میزنه میون گلها دارم خواب می بینم ارزش عمر رو در یار می بینم کبوتر عشق پرو بال میزنه سرود شادش داره جار میزنه توی خیالش کنارت می شینه از باغ ابرا برات گل می چینه شبها بی توام از تو دورم نیستی همرام از تو دورم بیا با من باش امید آخرم باش وقتی باشی تو فصل عشقم با نگاهت تو بهشتم میون ابرها نورخورشیدم باش چشم سیاهت یه دنیا ناز داره لبهای سرخت رازو نیاز داره بودن با تو که گناه نداره این دل به جز تو کسی رو نداره منو کبوتر مگه دل نداریم خواب و خیالی به جز یار نداریم خدای خالق دیگه خسته شدیم هر روز و هر شب بدون مال توئیم فدای همه ی شما گندم الهي قربون همه ي شما بشم من كه انقده خوبين جيگر طلاها من امروز براتون شعر ميزارم ميخوام نظرتونو در مورد شعر بدونم مهمه ها نشد بگم دوستت دارم نشد بگم عاشقتم نشد بمونم پيش تو نشد بشم فداي تو نشد كه يكبار ديگه سر بزارم رو شونه هات نشد كه من گريه كنم غصه هامو با تو بگم قصه دوري تو رو فقط واسه خودت بگم دلم ميخواد داد بزنم تا همه عالم بدونن چقدر تورو دوستت دارم تويي كه نامهربوني تويي كه روح و قلبمو ساده به بازي ميگيري روحي كه دنبال توئه قلبي كه پر شده از عشق بهم ميگي عزيزمن؟ جواب ميديسوالمو؟ راستي چطور دلت اومد كه بشكني قلب منو؟؟ اينم يكي ديگه صداي ناز خنده هات پچيده توي گوش من نگاه مهربون تو خورده گره به جون من صداي قلب پاك تو هميشه تو ياد منه نگاه و قلب و خنده هات تمام دنياي منه دنياي بي وجود تو پايان روياي منه... . قربون همه ي شما گندم![]()
![]()
![]()
اينم عكس، خوبه سروش؟![]()
آبروتو بردم سروش![]()
![]()
![]()




الهي بميرم گنجيشكهههههههههههههههههههههههه 

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
زندگی ادامه داره....
زندگی ادامه داره حتی وقتی تو نباشی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
باورم شد حرف های به ظاهر صادق تو
انگار عهدی نبستی با این عاشق خسته
جنگل چشمات هواش چه سرده ، هر نگاه تو حدیث درده
رفتنت دیگه شده مسلم ، اما دل هنوز باور نکرده
یا که دل به دیگری دادی ، بگو اون کیه
نکنه که از حقیقت ، تو می خوای فرار کنی
بری و یک بار دیگه ، منو بی قرار کنی
از تو جدا شدن شکست عشقه
به اون شقایقی که مست عشقه
از تو جدا شدن شکست عشقه
تنها خدا داند با دل چه ها کردی
شرمنده ام از دل ، از عشق بی حاصل
جنگل چشمات هواش چه سرده ، هر نگاه تو حدیث درده
رفتنت دیگه شده مسلم ، اما دل هنوز باور نکرده![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
.jpg)
خوبین گلکهای خودم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
| :قالبساز: :بهاربیست: |



